دوشنبه 1 مهر 1398 - 24 محرم 1441 - 2019 سپتامبر 23 - ساعت 10:36
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 253767
تاریخ انتشار : 6 اسفند 1397 13:50
تعداد بازدید : 47

زن و خانواده در نگاه فاطمه(سلام الله علیها)

زهرا(س)معرف نهایت کمال زن و اوج عروج یک انسان است

undefined

فاطمه(س)کوثر خداست. ادامة رسول(ص)و همتای علی(ع) است. جمال و جلال خداوندی در وجود فاطمه تجلی یافته و با نور فاطمه(س)می توان در مسیری حرکت کرد که به خداوند منتهی می شود. فاطمه زهرااست؛ یعنی کسی که هم وجودش به نور الهی روشن شده و هم اینکه در پرتو روشنایی وجودش رهروان، راه را از بیراهه تشخیص می دهند و سرگشتگان، مسیر هدایت را می یابند. زهرا(س)معرف نهایت کمال زن و اوج عروج یک انسان است.

او قلة بلندی است که هر چه به سوی او حرکت کنی و به بالای قله نزدیک تر شوی، چشم انداز وسیع تری را خواهی دید. در جغرافیای کوچک خانه فاطمه(س)آن چنان معرفت و عشق خدا تجلی یافت که نور آن از بسیط زمین تا اوج افلاک گسترده شد و فرزندانی در دامان پاکش تربیت شدند که میراث هدایت گری همه انبیا و اولیای خدا را بر دوش کشیدند. از آن روی که سیرة فاطمه(س) در همة زمینه ها برای همة مؤمنان و به ویژه برای زنان الگویی تام و تمام است، بر آن شدیم تا بدانیم که از منظر فاطمه(س) کمال زن در چیست و زنان در رابطه با حفظ خانواده سالم و ساختن جامعه ای در حال رشد، چه نقشی دارند. در نوشتار حاضر در نهایت اجمال و اختصار به پاسخ این پرسش ها می پردازیم و برای ورود به بحث ابتدا دو دیدگاه رایج در مورد زنان را مطرح کرده و سپس نگاه حضرت به زنان را بررسی می کنیم.

نگاه فاطمه(س) به زن

نگاه فاطمه(س)به زن، چگونه نگاهی است؟ و زن و خانواده در چشم ایشان چه جایگاهی دارند؟ در ابتدا ذکر این نکته لازم است که زهرا(س)در محیطی به دنیا آمد که هیچ ارزش و کرامتی برای زن متصور نبود و زن تنها وسیله ای بود برای تأمین غرایز مردان و ظرفی بود برای پرورش فرزندان و حفظ و بقای نسل بشر و اگر تنها یک آیه از قرآن در وصف دیدگاه جاهلی نسبت به زنان را در نظر بگیریم که فرمود: وقتی یکی از آن ها را به فرزند دختر بشارت می دادند از ﴿ناراحتی و اندوه صورتش سیاه می شد، در حالی که خشم خود را فرو می خورد،[3] متوجه می شویم که زنان تا چه حد در حضیض مذلت و خواری به سر می بردند. در این محیط است که اسلام نگاه جدیدی را درباره زن مطرح می کند و زندگی زهرا تجلی همان زنی است که اسلام می پسندد و آن را شایسته مقام زن بودن می داند.

از دید اسلام، زن و مرد هر دو از یک سرشت و گوهر خلق شده[4] و در هویت انسانی هیچ تفاوتی بین آن ها وجود ندارد. زن به همان اندازه از گوهر انسانیت بهره برده که مرد برخوردار است و به همین دلیل زن و مرد در کسب کرامت های انسانی و درک فضایل اخلاقی مساوی هستند. قرآن در این زمینه فرمود: هر کس از مرد و زن عمل صالحی انجام دهد در حالی که مؤمن باشد، ما او را به حیات طیبه زنده می گردانیم و اجر و پاداش اعمال صالح او را بهتر از آنچه انجام داده به او خواهیم داد[5] و فرمود: گرامی ترین انسان ها ﴿چه مرد و چه زن با تقواترین آنان است.[6] بنابراین ملاک ارزش و عظمت از دیدگاه قرآن، ایمان و باوری حقیقی است که در سایه آن اعمال و رفتار انسان از سطح غریزه و احساس فراتر رفته و همراه با شعور و شناخت به فلاح و رستگاری می رسد و از این جهت هیچ تفاوتی بین زن و مرد نیست.[7] می توان گفت از دیدگاه اسلام برخورداری از امکانات دنیایی و زیورها و زینت ها بر کرامت و ارزش انسان ها نمی افزاید و نداشتن تجملات و تمتعات نقشی در کاهش جایگاه ارزشی انسان ها به ویژه زنان ندارد. اکنون اگر بخواهیم زن را از این زاویه در گفتار و رفتار فاطمه(س) جستجو کنیم، نشانه های آن را خواهیم یافت. در کلامی که به زهرا(س) خطاب به زنان منسوب است، چنین آمده است: می دانید چرا من به زیور و زینت هایی که برخی از شما به آن دلبستگی دارید، دل نبستم؟ زیرا من لذت دیدار با معبود حقیقی را چشیدم. من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم: تلاوت قرآن، دیدار چهره رسول خدا(ص)

و انفاق در راه خد.[8]

در این کلام نکات مهمی وجود دارد که با تأمل و دقت می توان به برخی از آن ها رسید. در این گفتار فاطمه(س)زنان را مخاطب ساخته و دوستی و علاقة آنان را به زیورها و زینت های مادی یادآوری می کند و این حقیقتی است که جای انکار آن نیست. امیرالمؤمنین علی(ع)در نهج البلاغه فرمود: زنان به زینت حیات دنیا بسیار توجه دارند.[9] زهرا(س)در این کلام به نفی و انکار این گرایش در زنان نپرداخته؛ بلکه فرمود من این ویژگی را جهتمند کردم. زهرا(س)به آنچه که حقیقتاً زیباست و زیبایی مطلق و فناناپذیر جمال خداوند است، دل بسته و این لذت او را از دل بستن به زیبایی های ظاهری و جلوه های فریبای دنیایی بی نیاز کرده است. آیا زنان ما می توانند این عمق نگاه را دریابند؟ در دنیایی که زنان به عنوان مظهر زیبایی ظاهری شناخته و معرفی می شوند و تن و اندام آنان به عنوان وسیله ای برای چرخاندن چرخ اقتصادی جوامع و تبلیغ انواع کالاها و ابزارها در معرض استفاده های متعدد قرار گرفته، چگونه می توان اوج نیاز به حضرت زهرا(س)و نگاه او به زیبایی را دریافت؟ اوست که به ما می گوید، زن تنها در زیبایی صورت و اندام خلاصه نمی شود و نباید به زن تحمیل کرد که باید برای دیگران اندام و لباس زیبایی داشته باشی؛ بلکه این خود زن است که باید زیبایی را انتخاب کند. زن می تواند و حق دارد که زیبا بودن و زیبا دوستی را خودش تعریف کند و خودش انتخاب کند و زهرا(س)این گونه بود. او به ما فهماند که اگر زنان به جای اینکه همه زیبایی را در صورت و اندام و لباس و زیور آلات زیبا خلاصه کنند، به زیبایی حقیقی بیندیشند و روح زیبا و زنده و سرشاری داشته باشند، به حیات طیبه دست خواهند یافت. در چشم زهرا(س)تلاوت قرآن، یعنی قرائت و تدبر در قرآن و دیدار محبوب ترین بنده خدا و توجه به مشکلات دیگران و رسیدگی به نیازمندان، جمالی است که زنان می توانند با دست یافتن به آن به زیبایی جاودانی و حقیقی دست یابند و زهرا(س)خود نمونه ای از این جاودانگی است. رسول خدا(ص)

زهرا را این گونه توصیف فرمود: ای سلمان! دخترم فاطمه آن چنان ایمان در تمامی اعماق وجودش نفوذ کرده که برای عبادت خداوند خود را از همه چیز فارغ می سازد.[10]

از سوی دیگر حفظ عفاف و پوشش یکی دیگر از مهم ترین شاخصه هایی است که زهرا(س)برای زن مسلمان معرفی کرده است. زهرا(س)عفاف و حجاب زن را زمینه ساز رشد معنوی و تعالی روح زن و مرد می داند و در گفتار و رفتارش بر این مسأله پای می فشارد. روزی رسول خدا(ص)

از یارانش پرسید: خیر زن در چیست؟ یاران حضرت در جواب درماندند. علی(ع) به نزد فاطمه(س)آمد و از او پرسید. حضرت جواب داد: خیر زن در این است که مردان او را نبینند و او هم مردان را نبیند. علی(ع) بازگشت و پاسخ را برای رسول خدا(ص)

بازگو کرد. رسول خدا(ص)

فرمود: او پارة تن من است.[11]

در شرایطی کنونی که زنان در همة عرصه های اجتماعی حضور یافته و در کنار مردان ایفای نقش می کنند، فهم معنای این کلام دشوار می نماید. عده ای با ظاهر بینی اصل کلام را انکار کرده و آن را مجعول می نامند و عده ای دیگر آن را سخنی می دانند که در زمان زندگی فاطمه(س) قابل پیاده شدن بود و اکنون تاریخ مصرف آن گذشته است؛ اما اگر به سیره فاطمه(س) دقت کنیم، معنای کلام واضح و روشن است.

قطعاً سیره فاطمه(س) به ما می فهماند که مقصود فاطمه از اینکه زنان مردان را نبینند و یا مردان زنان را نبینند، این نیست که زن خانه نشین بوده و از هر فعالیت اجتماعی لازم و ضروری بر کنار باشد؛ زیرا زهرا(س) زمانی که حضورش در اجتماع ضرورت یافت، به صحنه آمد و در برابر خلیفه وقت برای احقاق حق محاجه و گفتگو کرد و پس از آن نیز در جمع تمامی زنان و مردان جامعه و در مرکز حکومت اسلامی در مسجد به ایراد سخن پرداخت و همچنان تا پایان زندگی اش به مبارزه و گفتگو و دفاع از ولایت ادامه داد. این در حالی است که در زمان حیات پدر بزرگوارش نیز گاهی به تناسب ضرورت در میادین نبرد حاضر می شد و برای رزمندگان آذوقه تدارک می دید و یا جراحتی را مداوا می کرد. پس او زنی خانه نشین و دور از اجتماع نبود؛ بنابراین می توان گفت: آنچه که در این سخن به آن توجه شده، آن است که اگر زن بتواند در حالی ایفای نقش کند و یا در صحنه ای حضور یابد که در کنار مردان نباشد و از تیررس نگاه های گوناگون آنان به دور باشد، طهارت قلب او و پاکی و طهارت مردان اجتماع تضمین خواهد شد و این همان سخن قرآن است که در آیات سوره نور و احزاب آمده است. [12]

در سوره نور پس از اینکه خداوند رعایت پوشش مناسب و کنترل نگاه را به مؤمنان امر می کند، می فرماید: این برای آنان پاک کننده تر است.[13] به عبارت دیگر قرآن فلسفة پوشش مناسب و کنترل نگاه را طهارت و تزکیه مؤمنان معرفی می کند. همچنین در سوره احزاب خداوند پس از اینکه زنان پیامبر(ص)

را از گفتار نرم و صمیمانه با مردان نهی می کند، در تعلیل آن می فرماید: تا اینکه کسانی که دل های ناسالمی دارند به طمع نیفتند.[14] این تعلیل نشانگر آن است که رعایت حدود و موازین در نگاه و پوشش و گفتار از سوی زنان و مردان باعث پاکی و طهارت دل های افراد اجتماع شده و آنان را از وسوسه ها و خطورات شیطانی در امان نگاه می دارد و این همان خیری است که فاطمه(س) در کلام خود به آن اشاره دارد. چه خیری بالاتر از تقوا و سلامت قلب و چه خیری بالاتر از استحکام بنیان خانواده و پای بندی مردان به همسر و سالم بودن نگاه ها و در نتیجه احساس امنیت روانی برای زنان. اکنون که اختلاط زن و مرد بدون رعایت حدود و موازین تبدیل به یک اصل و یا ارزش اجتماعی شده و زنان و مردان نامحرم در ساعات متمادی در کنار یکدیگر ایفای نقش می کنند، ناامنی روحی و فساد اخلاقی و تزلزل بنیان خانواده و بالا رفتن سن ازدواج هر روز رو به افزایش است و در این میان زنان در معرض آسیب ها و ضررهای بیشتری قرار گرفته اند. اکنون با وجود این همه تنوع در پوشش و آرایش، تنوع طلبی مردان بی حد و حصر شده و قدرت و تردید در انتخاب برای مردان بالا رفته است. به همین دلیل زیبایی ظاهر و اندام به عنوان یکی از معیارهای اصلی انتخاب همسر، راه بر انتخاب صحیح و منطقی و آگاهانه بسته است و احساس و هیجان و روابط نامتعادل دختران و پسران تبدیل به یک معضل اجتماعی شده است و این دختران هستند که مجبور شده اند دائماً نگران صورت و اندام خود باشند که آیا جذاب و مورد پسند مردان هستند یا خیر؟ و این ارمغان اختلاط زن و مرد بدون رعایت حدود اسلامی است. دیگر چه فرصتی برای زنان و دختران باقی می ماند تا اینکه نگران فکر و اندیشه و اخلاق خویش باشند؟ در چنین شرایطی چگونه شخصیت معنوی و علمی زنان فرصت رشد و حضور می یابد؟ و چگونه فرزندان در دامان پاک و پر مهر و محبت مادران فرهیخته و با تقوا تربیت خواهند شد؟ آیا خیر زنان در این است که به آسانی همة زیبایی ها و جذابیت های خود را در معرض بهره مندی مردان قردار دهند یا اینکه خیر آنان در این است که مردان مجبور شوند برای بهره مند شدن از وجود آنان، به رنج و زحمت افتاده و با پذیرش تعهد و مسئولیت و فراهم کردن کانون امن و صمیمی خانواده، آرامش و امنیت را به زن هدیه کنند؟ زهرا(س) در کلام بلند خود به نقش مهم همسری و مادری نظر دارد که لازمه آن حضور سازنده و پر نشاط زن در خانه است و مهم ترین دستاورد آن سلامت مردان و زنان اجتماع است و از سوی دیگر می توان این نکته مهم را نیز از کلام حضرت اسنتاج کرد که اگر در جامعه ای زنان به درجه ای از رشد و تعالی علمی و معنوی رسیدند که همة نیازهای زنان در عرصه اجتماع به وسیله خود آنان مرتفع شود، برای آنان خیر و سعادت خواهد بود. اگر در جامعه به اندازه کافی پزشک و معلم و ... زن داشته باشیم که همة زنان بتوانند در محیطی زنانه به تحصیل و اشتغال بپردازند، بسیاری از آفت ها و آسیب های اختلاط زن و مرد از میان برداشته و سعادت و خیر زنان تضمین خواهد شد.

دیدگاه فاطمه(س) دربارة خانواده

نوع پیوندهایی که بین همسران برقرار می شود، پیوند و ارتباط مادی است؛ یعنی مسئولیت های زندگی را بین خود تقسیم می کنند تا آسایش زندگی را فراهم کنند، اما نگاه فاطمه(س) به ازدواج و خانواده نگاهی معنوی است. آنچه در انتخاب شریک زندگی برای زهرا(س) اهمیت داشت، این بود که زندگی اش در دنیا و مادیات خلاصه نشود و دست آورد و ثمره تشکیل خانواده برای او، فلاح و سعادت ابدی باشد. به همین دلیل خانواده به عنوان جایگاه بسیار مهمی برای ایجاد سکونت و آرامش برای همسران و مرکز تربیت متعادل و متعالی جسم و روح فرزندان در کانون توجه فاطمه(س) بود. فاطمه(س) بسیاری از اوقات ارزشمند خود را در محیط خانواده برای سکونت بخشیدن به همسر و فرزندانش صرف کرد و برای رسیدن به این هدف تلاشی خستگی ناپذیر از خود نشان داد. برای فهم بیشتر این مهم به دو شاخصة مهم رفتاری فاطمه(س) در خانواده اشاره می کنیم تا از سیره آن حضرت، تا حدودی نوع نگاه او به خانواده را دریابیم:

محبت به همسر و فرزندان

زهرا(س) محبت و علاقة وافری به همسر و فرزندانش داشت و تلاش دائمی او این بود که همسر و فرزندانش از عاطفه و محبت او برخوردار شوند و از ناحیه او رنج و سختی به آنان نرسد.

حضرت علی(ع) فرمود: به خدا قسم هرگز او را عصبانی نکردم و هرگز او را مجبور به کاری نکردم تا اینکه خداوند روح او را قبض کرد و او نیز هرگز مرا خشمگین نکرد و هرگز در امری مرا مخالفت نکرد و هرگاه به او نگاه می کردم، غصه ها و رنج ها از دلم برداشته می شد.[15]

زهرا(س) شخصیتی جامع و کامل داشت. هرگز کاری او را از کار دیگر باز نمی داشت. این گونه نبود که عبادت و مراجعاتش او را از اداره منزل باز دارد و تربیت و سازندگی اش او را از رسیدگی به همسر و فرزندانش مانع شود. او علی(ع) را بهترین همسر می دانست[16] و همواره به تمامی وظایف همسری خود عمل می کرد. آنچه که فاطمه در زندگی مشترکش با علی(ع) به آن توجه داشت، این بود که علی(ع) بتواند به وظایف خطیرش در قبال جامعه اسلامی عمل کند و مسلمانان از حاصل تلاش هایش به پیروزی و رستگاری برسند. به همین دلیل سطح توقعات فاطمه از علی(ع) به عنوان یک همسر بسیار کم بود و شرایط مختلف همسر خود را در نظر داشت. در آغاز زندگی مشترک فاطمه(س) و علی(ع) رسول خدا(ص)

، امور داخل منزل را به فاطمه(س) و امور بیرون منزل را به علی(ع) واگذار کرد. در این هنگام فاطمه(س) فرمود: جز خداوند کسی از اندازه سرور و خوشحالی من از این تقسیم خبر ندارد؛ زیرا پیامبر(ص)

مرا از اینکه با مردان سر و کار داشته و در معرض نگاه های آنان باشم معاف فرمود.[17] با این وجود به دلیل حضور دائمی علی(ع) در بیرون خانه در اغلب موارد، همة امور بیرون و درون منزل بر عهدة فاطمه(س) بود؛ اما نه تنها فاطمه از این وضعیت شکوه ای نداشت؛ بلکه با همت و تلاش فراوان گرم ترین کانون خانوادگی را برای همسر و فرزندانش ایجاد می کرد. در خانة زهرا(س)، صفا و همدلی و صمیمیت همچون خونی که در رگ ها جریان دارد، در همة زوایای خانه و در همة برخوردها جریان داشت. زهرا(س) با وجود همة سختی ها و مشکلات، کانون آرامش و انس علی(ع) و فرزندانش بود. علی(ع) فرمود: هرگاه از بیرون می آمدم و به او نگاه می کردم، رنج ها و غصه هایم را فراموش می کردم.[18] و اگر علی(ع) به خانه می آمد و فاطمه(س) را نمی دید، غم بر سینه اش سنگینی می کرد و بسیار بر او سخت می گذشت[19] و فرمود: زهرا تسلای من بود.[20]

قناعت و ساده زیستی فاطمه(س)

زهرا(س) امکانات زندگی را عامل خوشبختی و سعادت نمی دانست؛ به همین دلیل ساده زیستی را نه فقط به عنوان شرایطی تحمیلی، بلکه به عنوان سلوکی دائمی در زندگی مشترک انتخاب کرده بود. در چشم فاطمه(س) همة امکانات دنیا و همة طلاها و زینت ها و مرکب ها نیز کمتر از آن بود که بتواند دل دریایی او را به خود مشغول سازد و به همین دلیل خود را به کم و زیاد آن مشغول نساخت. او همواره شاکر نعمت های حقیقی خداوند بود. روزی پیامبر اسلام(ص)

وارد منزل فاطمه(س) شد، دخترش را دید که روی زمین نشسته، با یک دست فرزندش را در آغوش گرفته شیر می دهد و با دست دیگر با آسیاب دستی گندم ها را آرد می کند، اشک در چشمان رسول خدا حلقه زد و فرمود: دخترم تلخی ها و مشکلات دنیا را به یاد شیرینی و سعادت بهشت بر خود گوارا ساز. حضرت فاطمه(س) در جواب پدر فرمود: ای رسول خدا، حمد و شکر و سپاس سزاوار خداست، در برابر نعمت های بی کرانة او.[21]

به همین دلیل بود که ایشان در زندگی مشترک خود با علی(ع) هرگز از آن حضرت چیزی نخواست که قدرت بر تهیه آن نداشته باشد و می فرمود: پدرم مرا نهی کرد از اینکه از علی[7] چیزی بخواهم و می فرمود: اگر چیزی به خانه آورد که هیچ وگرنه از او چیزی مخواه[22] و نیز به علی(ع) می فرمود: من از خدا شرم دارم که به تو چیزی را که قدرتش را نداری تحمیل کنم.[23] شاید در دنیای کنونی که تبلیغات و شعارهای زن گرایانه، مرد و زن را به رویارویی و تقابل با یکدیگر کشانده است و صفا و یک دلی و یک رنگی بین همسران روز به روز کمتر می شود و کانون خانواده دچار تزلزل شده است، درک سیره زهرا(س) در خانواده و نگاه او به زندگی مشترک بسیار مشکل باشد.

اکنون این سؤالات در ذهن زنان وجود دارد: چگونه می توان این همه به همسر توجه داشت؟ آیا سزوار است که زن برای حفظ خانواده و همسر و فرزندانش تا این اندازه صفا و وفا داشته باشد؟ آیا لازم است که زن با همه وجود در خدمت حفظ خانواده و فرزندان و آسایش روح و روان آنان باشد تا آنجا که رنج ها و غصه های آنان با دیدنش برطرف شود؟ مگر کار بهتری برای زن وجود ندارد؟ در پاسخ به این سؤالات باید ببینیم کسانی که سعادت زن را در نقطه مقابل این وضعیت می بینند و خوشبختی او را در بیرون از خانواده و به عنوان جنسی در مقابل جنس دیگر جستجو می کنند، چه ارمغانی به زن هدیه کرده اند؟ آیا فرو پاشی کانون خانواده ها، بی ارزش شدن مقام همسری و مادری و حضور بی رویه زنان در محیط اجتماعی و اختلاط بی حد و مرز با مردان، زنان را خوشبخت تر کرده و بر جذابیت آنان افزوده است؟ با اینکه نتیجه، عکس این معناست. در پاسخ به این سؤال، یک زن فمینیست آمریکایی می گوید: آزادی زنان برای ما افزایش درآمد، سیگار ویژه زنان، حق انتخاب برای تنها زیستن و تشکیل خانواده یک نفره، ایجاد مراکز بحران تجاوز، اعتبارات فردی، عشق آزاد و ... را به ارمغان آورد؛ اما در ازای آن چیزی را به غارت برد که خوشبختی بسیاری از زنان در گرو آن است و آن وجود همسر و خانواده است.[24]

زهرا(س) حفظ کانون خانواده و تربیت شایسته فرزندان را ضروری ترین وظیفه یک زن مسلمان دانسته و خود در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکرده است. زهرا(س) به فرزندانش محبت فراوان داشت تا آنجا که او را حانیه نامیدند؛ یعنی زنی که بسیار مهربان به همسر و فرزندان است. اما محبت او در تهیه غذا و لباس برای فرزندانش خلاصه نمی شد؛ بلکه او مهم ترین تربیت روحی و معنوی را به فرزندانش هدیه کرد، او در طول حیاتی که در کنار فرزندانش داشت، با سیر و سلوک معنوی خویش، عشق به خدا و نماز و خدمت به انسان ها و دعا برای حوائج مردم و ... را به فرزندانش آموخت. آری او در دوران کوتاه زندگی اش فرزندان عزیزش را برای بزرگ ترین مسئولیت ها که همان امامت و هدایت خلق و رساندن پیام عظیم انقلاب حسینی به گوش جهانیان بود آماده کرد.

پی نوشت:

[3]. نحل ﴿16 : 58 .

[4]. نساء ﴿4 : 1.

[5]. نحل ﴿16 : 97.

[6]. حجرات ﴿49 : 13.

[7]. ارزش زن در دیدگاه اسلام و حضرت فاطمه(س) در قیاس با مرد سنجیده نمی شود؛ بلکه معیار ارزش، انسانیت است و مذکر و مؤنث بودن نیست.

[8]. دشتی، محمد، نهج الحیاة، ص 271.

[9]. نهج البلاغه، خطبه 153.

[10]. بحارالانوار، ج 43، ص 46.

[11]. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 183.

[12]. نور ﴿24 : 30 و 31 و احزاب ﴿33 : 53 .

[13]. نور ﴿24 : 30.

[14]. احزاب ﴿33 : 53 .

[15]. مناقب خوارزمی، ص 256.

[16]. بحارالانوار، ج 43، ص 133.

[17]. همان، ص 81 و 31.

[18]. همان، ص 134.

[19]. همان.

[20]. همان، ص 187.

[21]. همان، ج 43، ص 86 .

[22]. بحارالانوار، ج 43، ص 31.

[23]. همان، ص 59.

[24]. روزنگار زنان، سال 1381، ص 24، به نقل از کتاب زن، ص 519.

منبع سایت حوزه