جمعه 27 مهر 1397 - 9 صفر 1440 - 2018 اکتبر 19 - ساعت 21:59
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 232688
تاریخ انتشار : 5 تیر 1395 14:25
تعداد بازدید : 181

امام علی علیه السلام، و جامعه شناسی شهر نیرنگها

وظیفه یک جامعه شناس، شناخت ویژگی ها و خصلت های جمعی و قومی جوامع است. ویژگی هایی که طی اعصار متمادی همچنان در میان اقوام و جوامع پا بر جا می ماند. در این میان، امامان معصوم علیهم السلام، آگاه ترین جامعه شناسانی هستند که نقاط قوت و ضعف مردم عصر خود را به خوبی درک کرده و با آگاهی از این خصلت ها دست به عمل مناسب می زنند

می توانادعا نمود که در تاریخ بشر، امام علی بن ابی طالب علیه السلام برترین جامعه شناس عصر خویش قلمداد می شود که رفتار مردم زمانه اش را به خوبی تحلیل نموده است. یکی از گروه هایی که رفتارشان مورد موشکافی دقیق امیر مومنان علیه السلام قرار گرفته است، مردم كوفه می باشند. با توجه به رفتارهای سیاسی قابل تأملی که مردم آن خطه در دوران های مختلف تاریخ صدر اسلام از خود به نمایش گذاردند، می توان شناخت عمیق تر فضای جامعه آنان را از منظر حاکم حکیمی چون امام علی علیه السلام حائز اهمیت شمرد، و آن را رهگذری برای کسب بصیرت لازم در هنگام گرفتار شدن در دام فتنه های زمانه قرار داد.

 كوفه، سرزمین فتنه ها

كوفه یكی از مناطق استراتژیك است كه وقوع برخی رخدادهای تأثیرگذار در این ناحیه آن را از سایر نقاط جهان اسلام متمایز ساخته است. انتخاب آن به عنوان مركز حكومت توسط امام علی علیه السلام؛ مركز ثقل قرار گرفتن آن در بسیاری از قیام ها از عاشورای سال 61 گرفته تا قیام های علویان و عباسیان؛ و همچنین مطرح بودن به عنوان یكی از مراكز علمی، آن را حائز اهمیت ساخته است.موقعیت جغرافیایی مطلوب این سرزمین، موجب هجوم گروه‏ هاى مختلف قبایل عرب و مهاجران ایرانی، برای سكونت در این شهر شد و تركیب جمعیتى نامتجانسى را براى كوفه در حال توسعه به وجود آورد. این بافت جمعیتى ناهمگون كه كوفه را عرصه ابراز تمایلات گونه ‏گون قرار داده بود، پس از دوره‏ اى كوتاه، وسیله ‏اى براى افروختن آتش فتنه و آشوب شد و حوادث تلخ تاریخى و هرج و مرج ‏هایى را در حوزه حكومتى اسلامى پدید آورد.(1) 

جامعه شناسیِ بی نظیرِ امیرِ دانایی

در مجموعه ی سخنان امیرمومنان علی علیه السلام، که شریف رضی(ره) آن را گرد آورده و نام آن را نهج البلاغه نهاده است، خطبه هایی از امام درباره مردم کوفه می بینیم؛ اندک ستایش(2) و بیشتر نکوهش، تا آنجا که به نفرین می کشد و امام مرگ خود را از خدا می خواهد.اگر بصیرت برخی اصحاب امام علی علیه السلام بدان درجه رسیده بود که بدانند سرکوبی سرکشان داخلی نیز چون جنگ با مهاجمان خارجی ضروری است، شاید کار چندان دشوار نمی شد؛ اما سالیان درازی بود که آن مردم از فقاهت اسلام دور مانده بودند؛ سالیان درازی بود که از جنگ جز گردآوری غنیمت چیزی نمی دانستند .غدر و حیله و بى‏ وفایى خصایص زشتى است كه امام بارها در كلام خود، كوفیان را به این جهت سرزنش مى‏فرموداى كوفیان! گرفتارى من با شما در دو سه چیز خلاصه مى‏شود: كرهایى صاحب‏ گوش، لال‏ هایى زبان‏ دراز و كورانى چشم‏ دارید. نه در برخوردها آزادگى و صداقتتان هست و نه در هنگامه گرفتارى برادرانى مورد اعتمادید.»(3)

امیرمومنان علیه السلام در بیان جهادگریزى كوفیان مى ‏فرمایدای مردمی که به تن فراهمید و در خواهش ها مخالف همید! سخنانتان تیز، چنان که سنگ خاره را گدازد و کردارتان کند، چنان که دشمن را درباره ی شما به طمع اندازد. در بزم، جوینده ی مرد ستیزید و در رزم، پوینده ی راه گریز(4)"هرگاه لشكر كوچكى از شامیان به سرزمینتان نزدیك شوند، هنر مردانتان این است كه درِ خانه‏هاى خویش را فرو بندند و چونان سوسمار به سوراخ‏هاى خویش خزند یا همانند كفتاران گریزگاهى جویند...شما در صحنه حرف و شعار بسیارید، امّا در پس پرچم‏هاى پیكار اندك." (5)

و چون درنگ آنان را در کارزار با مردم شام می بینید، می گویدزشت بادید و از اندوه بیرون نیایید، اگر آماج بلایید. بر شما غارت می برند و ننگی ندارید؛ با شما پیکار می کنند و به جنگی دست نمی گشایید؛ خدا را نافرمانی می کنند و خشنودی می نمایید. اگر در تابستان شما را بخوانم، گویید: هوا سخت گرم است، مهلتی ده تا گرما کمتر شود. اگر در زمستان فرمان دهم، گویید: سخت سرد است، فرصتی ده تا سرما از بلاد ما به در شود. شما که از گرما و سرما چنین می گریزید، با شمشیر آخته کجا می ستیزید.»(6) اما چرا مردم کوفه در یاری مولای خویش هماهنگ نشدند؟ چرا آنان که با او بودند، در کار سستی کردند؟ و چرا دشمن خبیث آنان، معاویه پیروز شد؟ «شگفت نیست که معاویه، بی سر و پاهای پست را می خواند و آنان پی او می روند، بی آن که به ایشان کمکی دهد یا عطایی رساند. و من شما را، که اسلام را یادگارید و مانده ی مردم دیندار، می خوانم تا یاریتان دهم و بهره از عطا مقرر گردانم و شما از گرد من می پراکنید و آتش مخالفت مرا دامن می زنید».(7) «آنان با حاکم خود، کار به امانت می کنند و شما کار به خیانت. آنان در شهرهای خود درست کارند و شما فاسد و بد کردار. اگر کاسه ی چوبینی را به شما بسپارم، می ترسم آویزه آن را ببرید»(8) به راستی چرا کوفیان چنین بودند و شامیان چنان؟ چرا شامیان از معاویه فرمان می بردند و کوفیان نافرمانی امام خویش می کردند؟

امام علی بی بصیرتانِ بی وفا

مردم کوفه در دوره ای که از آن سخن می گوییم، هنگامی کاری را به پایان می بردند که فرمانروایانی سختگیر چون عبیدالله پسر زیاد و حجّاج پسر یوسف بر آنان حاکم باشند، اما اگر حاکمی به عدالت و با روی خوش با آنان برخورد می کرد، ابتدا روی خوش نشان داده، سپس او را تنها گذاشته و سرانجام با او در می افتادند.

اما اگر بصیرت برخی اصحاب امام علی علیه السلام بدان درجه رسیده بود که بدانند سرکوبی سرکشان داخلی نیز چون جنگ با مهاجمان خارجی ضروری است، شاید کار چندان دشوار نمی شد؛ اما سالیان درازی بود که آن مردم از فقاهت اسلام دور مانده بودند؛ سالیان درازی بود که از جنگ جز گردآوری غنیمت چیزی نمی دانستند.(9) و اگر می دانستند چرا می جنگند شاید از دشواری کار کاسته می شد،(10) اما صد افسوس که بیشترین آنان از بصیرت لازم بی بهره بودند. بدین فرموده از امام توجه کنید:  «ما با رسول خدا بودیم، پدران، پسران، برادران و عموهای خویش را می کشتیم و در خون می آلودیم. این خویشاوند کشی، ما را ناخوش نمی نمود؛ بلکه بر ایمانمان می افزود، که در راه راست پا برجا بودیم و در سختی ها شکیبا و در جهاد با دشمن کوشا. گاه تنی از ما و تنی از سپاه دشمن به یکدیگر می جستند و چون دو گاو نر سر و تن هم را می خستند؛ هر یک می خواست جام مرگ را به دیگری بپیماید و از شربت مرگش سیراب نماید. به جانم سوگند، اگر رفتار ما همانند شما بود، نه ستون دین بر جا بود و نه درخت ایمان شاداب و خوش نما»(11)

اما راستی آنان این فرموده را در گوش می گرفتند و یا بدان وقعی می نهادند؟ امام آشکار می سازد: «گرفتار کسانی شده ام که چون امر می کنم، فرمان نمی برند و چون می خوانم، پاسخ نمی دهند. ای ناکسان! برای چه در انتظارید؟ و چرا برای یاری دین خدا گامی بر نمی دارید؟ دینی کو تا فراهمتان آرد؟ غیرتی کو تا شما را به غضب آرد؟»(12) و پس از گذشت بیست و اند سال، فرزند او را می بینیم که با فرزندان آن مردم مانند همان جمله ها را می گویدای یاوران آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از رستاخیز نمی ترسید، در دنیای خود آزاد مرد باشید. و اگر خود را عرب می شمارید، به نسب خود بازگردانید».(13)اما شیطان چنان دل آن مردم را پر کرده بود که موعظه در آن راهی نداشت و امام علی علیه السلام می فرمودای نه مردان به صورت مرد! ای کم خردان ناز پرورد! کاش شما را ندیده بودم و نمی شناختم، که به خدا پایان این آشنایی ندامت بود و دستاورد آن اندوه و حسرت. خدایتان بمیراناد، که دلم از دست شما پر خون است و سینه ام مالامال خشم شما. مردم دون که پیاپی جرعه اندوه به کامم می ریزید و با نافرمانی و فرو گذاری جانبم کار را به هم در می آمیزید»(14).

و فرجام این کوردلی و بى‏ وفایى ‏ها به امام خود نفرین‏هاى متعدد حضرت در ناسپاسى آنها بود کهخدایا! اینان از من خسته اند و من از آنان خسته؛ آنان از من به ستوده اند و من از آنان دل شکسته؛ پس بهتر از آنان را مونس من دار و بدتر از مرا بر آنان بگمار»(15).مردم کوفه در دوره ای که از آن سخن می گوییم، هنگامی کاری را به پایان می بردند که فرمانروایانی سختگیر چون عبیدالله پسر زیاد و حجّاج پسر یوسف بر آنان حاکم باشند، اما اگر حاکمی به عدالت و با روی خوش با آنان برخورد می کرد، ابتدا روی خوش نشان داده، سپس او را تنها گذاشته و سرانجام با او در می افتادند. دعای امام در حق آن نامردم به اجابت رسید؛ و ننگى با به شهادت رساندن حیدر كرّار در محراب عبادت، براى همیشه تاریخ بر پیشانى كوفیان پیمان‏شكن ماندگار شد و طولی نکشید که زیاد بر آنان حکومت یافت و سزایشان را در کنارشان نهاد و بیست سال بازیچه حکومت شام گشتند تا آن که در کربلا صحنه دیگری برای آزمایشات پدیدار گشت.

نکته مهم

ضمن جداسازی شیعیان راستین که همواره جان خویش را در راه حقیقت فدا نموده و مورد تمجید رهبران الهی بوده اند، لازم است به این نکته توجه نماییم که این امر از سوی دشمنان آگاه و یا دوستان غافل دستاویزی جهت پایین آوردن شأن شیعه با تعمیم دادن رفتار برخی کوفیان با عناوینی چون پیمان شکنی و سست عنصری نگردد. اما به حکم آیه «فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصار»(16) چه خوب است بدین سوال پاسخ دهیم که اکنون ما در قبال امام عصر خویش چه موضعی اتخاذ نموده ایم؟  

و سخن پایانی این كه:

«سوگند به خدایی كه پیامبر را به حق مبعوث كرد سخت آزمایش می شوید چون دانه ای كه در غربال بریزند یا غذایی كه در دیگ گدازند... آنان كه سابقه ای در اسلام داشتند و تاكنون منزوی بودند بر سر كار می آیند و آن ها كه به ناحق پیشی گرفتند، عقب زده خواهند شد».(17)

پی نوشت:

1.      می توان گفت کوفه در آن سال هایی که از آن گفت و گو می کنیم، بازاری را می مانست که بازرگانان از هر سو در آن گرد آمده بودند تا سود خود را به دست آرند. هماهنگی آنان تا آنجا بود که هر یک منفعت خود را در خطر نبیند، و چون چنین می دید، از جمع می برید. ابن کوّا در پاسخ معاویه هنگامی که از او خواست مردم شهرهای بزرگ اسلام را بدو بشناساند، گفت: کوفیان یکباره در کاری در می آیند و دسته دسته خود را از آن به کنار می کشند. (زیدان: 64)

2.       نهج البلاغه: خطبه 107.

3.      همان: خطبه 97.

4.      همان: خطبه 29.

5.      همان: خطبه ‏69.

6.      همان: خطبه 27.

7.      همان: خطبه 180.

8.      همان: خطبه 25.

9.      هنگامی که جنگ جمل به پایان رسید و سپاهیان امام علی علیه السلام چشم به دارایی کشته شدگان دوختند و امام آنان را محروم ساخت، ناخشنودی نمودند.

10.  درگیری صفین از جمل دشوارتر بود. در جنگ جمل سپاه کوفه برابر سپاه بصره ایستاد و کوفیان طرفدار امام علی علیه السلام بودند و بصریان عثمانی؛ اما در جنگ صفین چنان بود که مردم یک قبیله نیمی در کنار امیرالمومنین علیه السلام بودند و نیمی در کنار معاویه و با یکدیگر می جنگیدند، و طبیعی است که این جنگ آنان را خوش نیاید؛ چرا؟ چون می دیدند با هم پیوند خود می جنگند.

11.  نهج البلاغه: خطبه 56.

12.   همان: خطبه 39.

13.  سخن سید الشهدا علیه السلام در روز عاشورا خطاب به مهاجمان خیمه ها.

14.  نهج البلاغه: خطبه 27.

15.  همان: خطبه 25.

16.  حشر: 2.

17.  نهج البلاغه: خطبه 16.

ابوالفضل صالح صدر             

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان